بچه هاي اين دوره زمونه اصلا به حرف بزرگتراشون گوش نمي دن . چند روزه که کلي بهش مي رسم . همش مراقبشم .غداهايي مي خورم که براش خوبه .خلاصه يه جورايي دارم براش جونمو فدا مي کنم .

اما اون چي .يه مدته که دارم بهش التماس مي کنم . ازش خواهش مي کنم که يه ذره تکون بخوره من حسش کنم . اما دريغ از يه دست تکون دادن .

عزيزم مامان شوخي مي کنه. راحت بخواب . چون وقتي که بيدار بشي اونوقت بايد حسابي نيرو داشته باشي تا شيطنت کني .بازي کني . شلوغ کني ....

مامان هم بايد نيروشو جمع کنه .چون ماماني داري که اونم بدش نمي آد شريک بازيهات بشه

/ 3 نظر / 19 بازدید
yaser

در آرامشگاه من چه کسی قدم می زند با گام های بلند که این چنین بلور نازک تنهایی و سکوت را می لرزاند. قلب قناری در اتاق من قایقی است.در پنهای دریاهای متلاطم بی آنکه امید ساحلی باشد اما من دل گرمم به آمدن تو که تاریکی اتاق را با باز کردن پنجره ها می رهانی

yaser

در دنیا فقط التماس خدا را بکن اگر بر آورده شود حاجت است، و اگر نه حکمت است. ولی اگر به خلق خدا التماس کنی؛ اگر بر آورده شود منت است، واگر نه ذلت است

وحيد

به به به به به - مبارکه :) اگه بدونی چقدر خوشحال شدم. عمراْ نميدونی. خيلی مبارکه. خيلی خيلی مبارکه ! ميگن امگا۳ اين جور موقعها بيشترين تاثير رو داره. شنيدما :)) نميدونم :) از يه دکتر بپرس - اگه درست بود حتما (حداقل) قرص روغن ماهی رو هم به سبد غذای روزانه اضافه کن. برای هر سه شما دعا می کنم. :) ايشا لا به سلامتی و خوش قدمی :)