نويسنده وبلاگ

مهین م (mahtabir2@yahoo.com)

من متولد خرداد سال 53 هستم و از وقتي که متوجه شدم يه ني ني تو راه دارم يعني از خرداد سال 84 به فکر نوشتن خاطرات خودم و دخملم افتادم .پس تا وقتي که نوشتن فراموشم نشده مي نويسم

مهین م (mahtabir2@yahoo.com)

آرشيو مطالب

مطالب اخير

دزد اومده!!؟

تولد هانا

بازگشت من !

تولدها

دو ساعت از زندگی من

سال جدید

تولد هانا + اسباب کشی + کار + من درگیر

قصه شب

کمی تا قسمتی کفرناک

خام خام

پ?وند ها

بارون

نگين گل گلی خوشگله

پنجره ای رو به عشق

هانا گل دختر

پری مهربون

گلسا کوچولو .دخمل گلناز جون

وندا و هانا (گلهای گلدون)

هانا کوچيکه خوشگله

یه هانای خوشگل بهمن 84 دیگه

الیاناخوشگله

مامان آرزو و آرش خوشگله

روژین عزیز

پرنیان نازنین (پوپلی)

پرنیان خوشگله

هستی خوشگله

پارمیدا

ققنوس

ستاره طلايی

ملوسک مامان مرجان

يونا فلفلی

سایه جون

مانا گرافیکی

تندیسک ملوس

مهديار کوچولو

هيژا

من و پسرم آرين

شایگان قند عسل

عمو پورنگ

ماجرای من و سارا کوچولو

پرنيان خوشگل

دایی بهنام (جمعمون جمعه)

دفترچه خاطراتم(دخترم نازگل)

جاسمينا (جينا چشم قشنگ)

سايتی مخصوص رمان خوانها

مامان عاشق بابا و نیکان

خاطرات در گوشی من

مامان ايليا

مامان و کسرا خان

مزدای شیطون بلا

پريسا مامان کيا

ابوالفضل کوچولو

مهربانوی عزیز

گل بهار خانم

کيان و کيارش

خاله ستاره

بابای فردا

ويانا کوچولو

سامی پسر خوشگل

خانوم خونه

پرنده کوچک خوشبختی

کلئوپاترا

نی نی کده

 

امكانات جانبي

RSS 2.0

 
 
 

چهارشنبه ٢۳ شهریور ۱۳۸٤

 

 

کوچولوی من .راستش رو بخوای  اولش از اينکه بدون اجازه پا گذاشتی تو خلوتم کلی  از دستت دلخور بودم . فکر می کردم ديگه من بايد در بست در اختيار يه موجود کوچولو باشم وخرده فرمايشاتشو انجام بدم .

اما الان   ...

الان  فکر می کنم من قبلا بدون تو چی کار می کردم .بدون فکر کردن به تو .بدون نوازش تو . 

بدون شيطنتها و مهربونيای تو

 وقتی تو روز بد جور درگير کارا هستم و زمان رو فراموش می کنم.زل می زنم به مانيتور و کد می نويسم  تو به من علامت می دی که مامانی خسته ای بسه .   وقتی دلت لواشک ترش می خواد و من که عاشق ترشی هستم با تو همراهی می کنم . حتی وقتی تو دل شب که از خستگی کار روز بيهوش شدم و برعکس تو که همه روز لا لا کردی مامان رو بيدار می کنی که حوصلت سر رفته يا اينکه آب می خوای . راستشو بخوای کم کم حس از خود راضی بودنم داره گل می کنه و  دلم می خواد که تو هميشه همينطوری کنار قلبم آروم بگيری . وقتی به دنيا بيای من چه طوری تورو ول کنم و بيام سر کار

 

نظرات ()