نويسنده وبلاگ

مهین م (mahtabir2@yahoo.com)

من متولد خرداد سال 53 هستم و از وقتي که متوجه شدم يه ني ني تو راه دارم يعني از خرداد سال 84 به فکر نوشتن خاطرات خودم و دخملم افتادم .پس تا وقتي که نوشتن فراموشم نشده مي نويسم

مهین م (mahtabir2@yahoo.com)

آرشيو مطالب

مطالب اخير

دزد اومده!!؟

تولد هانا

بازگشت من !

تولدها

دو ساعت از زندگی من

سال جدید

تولد هانا + اسباب کشی + کار + من درگیر

قصه شب

کمی تا قسمتی کفرناک

خام خام

پ?وند ها

بارون

نگين گل گلی خوشگله

پنجره ای رو به عشق

هانا گل دختر

پری مهربون

گلسا کوچولو .دخمل گلناز جون

وندا و هانا (گلهای گلدون)

هانا کوچيکه خوشگله

یه هانای خوشگل بهمن 84 دیگه

الیاناخوشگله

مامان آرزو و آرش خوشگله

روژین عزیز

پرنیان نازنین (پوپلی)

پرنیان خوشگله

هستی خوشگله

پارمیدا

ققنوس

ستاره طلايی

ملوسک مامان مرجان

يونا فلفلی

سایه جون

مانا گرافیکی

تندیسک ملوس

مهديار کوچولو

هيژا

من و پسرم آرين

شایگان قند عسل

عمو پورنگ

ماجرای من و سارا کوچولو

پرنيان خوشگل

دایی بهنام (جمعمون جمعه)

دفترچه خاطراتم(دخترم نازگل)

جاسمينا (جينا چشم قشنگ)

سايتی مخصوص رمان خوانها

مامان عاشق بابا و نیکان

خاطرات در گوشی من

مامان ايليا

مامان و کسرا خان

مزدای شیطون بلا

پريسا مامان کيا

ابوالفضل کوچولو

مهربانوی عزیز

گل بهار خانم

کيان و کيارش

خاله ستاره

بابای فردا

ويانا کوچولو

سامی پسر خوشگل

خانوم خونه

پرنده کوچک خوشبختی

کلئوپاترا

نی نی کده

 

امكانات جانبي

RSS 2.0

 
 
 

سه‌شنبه ٥ دی ۱۳۸٥

بازی وبلاگی

 

به دعوت آرزو جون مامان آرش خوشگله من به بازی وبلاگی دعوت شدم و  5 خصوصیت خودم رو که کسی اینجا ازش خبر نداره می نویسم .امیدوارم از تعداد دوستهای اینترنتیم  بعد از خوندن این ۵ تاکم نشه .

1-انقدر دوست  دارم لاغر مردنی بشم که نگو.ولی هر چی رژیم می گیرم نمی شه که نمی شه . همچنان همان تپل هستم  و دیگه  هم بی خیالش شدم.

2- عشق کتاب خوندن منو کشته .یک کتاب باحال که به دستم میر سه تا تمومش نکنم بی خیال نمی شم .اولین باری که به این خصیصه خودم پی بردم دوم راهنمایی بودم و کتابه اسمش دزیره بود که شب زیر پتو با یه چراغ قوه همش رو خوندم اونم شب امتحان.سر خوندن کتابهای هری پاتر  هم زندگیم تعطیل شد رسما و آخرین کتابی که به این شیوه خوندم کتاب شما که غریبه نیستید مال کرمانی بود.

3-دوست دارم هی اطرافیان از من و توانمندیهام و استعدادهام و قابلیتهام ( که خیلی هم کم هستند!!! ) تعریف کنند.

4 -عاشق تنیس روی میز هستم و اگه همسر جان می گذاشت حتما یه میز می گرفتم و توی پذیرایی میذاشتم و هر مهمونی که می اومد خونمون یه دست باهاش بازی می کردم.

5- کارهام رو به صورت منظم برنامه ریزی می کنم اما تو برنامه هام اکثریتش رو به فردا  و فرداهاموکول می کنم .

حالا من هیچ کس رو دعوت نمی کنم چون همه قبلا دعوت شدند .

نظرات ()