نويسنده وبلاگ

مهین م (mahtabir2@yahoo.com)

من متولد خرداد سال 53 هستم و از وقتي که متوجه شدم يه ني ني تو راه دارم يعني از خرداد سال 84 به فکر نوشتن خاطرات خودم و دخملم افتادم .پس تا وقتي که نوشتن فراموشم نشده مي نويسم

مهین م (mahtabir2@yahoo.com)

آرشيو مطالب

مطالب اخير

دزد اومده!!؟

تولد هانا

بازگشت من !

تولدها

دو ساعت از زندگی من

سال جدید

تولد هانا + اسباب کشی + کار + من درگیر

قصه شب

کمی تا قسمتی کفرناک

خام خام

پ?وند ها

بارون

نگين گل گلی خوشگله

پنجره ای رو به عشق

هانا گل دختر

پری مهربون

گلسا کوچولو .دخمل گلناز جون

وندا و هانا (گلهای گلدون)

هانا کوچيکه خوشگله

یه هانای خوشگل بهمن 84 دیگه

الیاناخوشگله

مامان آرزو و آرش خوشگله

روژین عزیز

پرنیان نازنین (پوپلی)

پرنیان خوشگله

هستی خوشگله

پارمیدا

ققنوس

ستاره طلايی

ملوسک مامان مرجان

يونا فلفلی

سایه جون

مانا گرافیکی

تندیسک ملوس

مهديار کوچولو

هيژا

من و پسرم آرين

شایگان قند عسل

عمو پورنگ

ماجرای من و سارا کوچولو

پرنيان خوشگل

دایی بهنام (جمعمون جمعه)

دفترچه خاطراتم(دخترم نازگل)

جاسمينا (جينا چشم قشنگ)

سايتی مخصوص رمان خوانها

مامان عاشق بابا و نیکان

خاطرات در گوشی من

مامان ايليا

مامان و کسرا خان

مزدای شیطون بلا

پريسا مامان کيا

ابوالفضل کوچولو

مهربانوی عزیز

گل بهار خانم

کيان و کيارش

خاله ستاره

بابای فردا

ويانا کوچولو

سامی پسر خوشگل

خانوم خونه

پرنده کوچک خوشبختی

کلئوپاترا

نی نی کده

 

امكانات جانبي

RSS 2.0

 
 
 

سه‌شنبه ٢۸ آذر ۱۳۸٥

هانا کچلو

 

سلام

چون هانا طلا ديگه حسابي خانم شده و دوست دارم در کنارش از خودم هم بنویسم  تصمیم گرفتم از اين به بعد خاطراتم رو در دو بخش هانا و مامان هانا بنویسم

هانا
هانا الان ده ماه و يک هفته شده. وزن و قدش دقيق رو خط وسط منحني رشده اما دور سرش روي خط بالاي منحني .به قول دکترش هانا جزء سران هست .
با عروسک بازي نمي کنه .اگه من به زور عروسک رو بدم دستش اول يه خورده با چشمش ور مي ره .بعد موهاشو مي کشه و آخرش هم پاشو گاز مي گيره و پرتش مي کنه کنار.اسباب بازيهای مورد علاقه هانا تشکيل شده از چند تا سي دي کارتون که عکسهاي رنگارنگ داره و يه بازي که تشکيل شده از چند قطعه رنگارنگ با شکلهاي متفاوت .اين همه من براش عروسک خريدم هيچي که هيچي.
از دندونش هم  هيچ خبري نيست من سعی میکنم غذاي نرم مثل فرني بهش بدم بخوره اما نمي خوره.اصلا دوست نداره .به قول مادر بزرگش دندون مخفي داره .عاشق خيار و گوشته .گوشت له شده نه ها . گوشت با اندازه بزرگ که خودش با دندون مخفيش  تيکه تيکه کنه و بخوردش.
يکي از تفريحات سالمش اينه که موهاي هر کسي که به دستش مي رسه  بکشه و نتيجه رو تو صورت طرف ببينه و بخنده .هر چي نتيجه مشخص تر و آه و داد طرف بيشتر این کار مکرر تر .
از راه رفتنش هم بگم که ماجرا داره .اولا که بايد دستش رو بگيري وگرنه به هيچ وجه راه نمي ره .از بس که ترسو تشريف داره مي ترسه که بيفته . وقتي هم که کمکش مي کني که راه بره انگار که باله مي رقصه با نوک انگشتهاش راه مي ره . کافيه در همين حين صداي موزيک رو هم بشنوه شروع مي کنه به ناناي کردن .زانوهاش رو خم و صاف مي کنه و دستهاش رو هم تکون تکون مي ده.دیگه اینکه هانا جون شروع کرده به حرف زدن هدفدار.قبلا حرف می زد بابا و ماما و دادا و ... می گفت اما به همه می گفت ماما یا بابا . اما الان وقتی صدای زنگ می آد با آهنگ قشنگی می گه بابا و این رو صدها بار تا وقتی که فرزاد بیاد تو تکرار می کنه .به من هم می گه ماما.اگه یه چیزی بخواد و بهش ندی می گه من من و مدام تکرار می کنه . اگه غذاش داغ باشه یا  فنجون چای رو دست من ببینه می گه دااااااابه . به هر نوع خوراکی هم می گه به .

من

بدجوری سرما خوردم .هانا هم شب ساعت۹ تا ۹:۳۰می خوابه اما تا صبح چند باربیدار می شه .برای همین نمیتونم درست استراحت کنم . تو شرکت هم که انقدر کار دارم که نگو.
ممیزی iso 9001:2000  را به خوبی و خوشی  پشت سر گذاشتیم و حالا هم رفتیم تو فاز تغییر سیستم نرم افزاری اینجا .کار های مربوط به EFQM  رو  هم داریم و  می خواهیم کارهای مربوط به iso 22000 رو هم شروع کنیم.
تو شرکت یه مدیر منابع انسانی  داریم که از هر فرصتی استفاده می کنه تا جلو پام سنگ بندازه که باید مدام به این فکر کنم که چی کار کنم باهاش درگیر نشم یا تک هاش رو با پاتک جواب بدم .
از اون طرف مادر شوهرم اینا از شیروان اومدن و به غیر ما اینجا فقط یه پسر مجرد و یه فامیل دور دارن و فقط یه شب خونه ما بودن و من حتما باید دعوتشون کنم .
خلاصه که کارهام بدجوری قاطی پاطی شده .ایشالله کمی کارهام سبکتر که بشه برم سراغ مطالعه.فکر می کنم از این کار غافل شدم .

راستی عکسهای دخمل عسل منو ببینید

هانای متعجب

هانای خندون

هانای بازیگوش

هانای فضول(می خواد هرجور شده دستش رو برسونه به مامانی)

هانا هرگز ناامید نمی شود

هانای شیطون

دالللییییی

و بلاخره هانای کچل

نظرات ()