نويسنده وبلاگ

مهین م (mahtabir2@yahoo.com)

من متولد خرداد سال 53 هستم و از وقتي که متوجه شدم يه ني ني تو راه دارم يعني از خرداد سال 84 به فکر نوشتن خاطرات خودم و دخملم افتادم .پس تا وقتي که نوشتن فراموشم نشده مي نويسم

مهین م (mahtabir2@yahoo.com)

آرشيو مطالب

مطالب اخير

دزد اومده!!؟

تولد هانا

بازگشت من !

تولدها

دو ساعت از زندگی من

سال جدید

تولد هانا + اسباب کشی + کار + من درگیر

قصه شب

کمی تا قسمتی کفرناک

خام خام

پ?وند ها

بارون

نگين گل گلی خوشگله

پنجره ای رو به عشق

هانا گل دختر

پری مهربون

گلسا کوچولو .دخمل گلناز جون

وندا و هانا (گلهای گلدون)

هانا کوچيکه خوشگله

یه هانای خوشگل بهمن 84 دیگه

الیاناخوشگله

مامان آرزو و آرش خوشگله

روژین عزیز

پرنیان نازنین (پوپلی)

پرنیان خوشگله

هستی خوشگله

پارمیدا

ققنوس

ستاره طلايی

ملوسک مامان مرجان

يونا فلفلی

سایه جون

مانا گرافیکی

تندیسک ملوس

مهديار کوچولو

هيژا

من و پسرم آرين

شایگان قند عسل

عمو پورنگ

ماجرای من و سارا کوچولو

پرنيان خوشگل

دایی بهنام (جمعمون جمعه)

دفترچه خاطراتم(دخترم نازگل)

جاسمينا (جينا چشم قشنگ)

سايتی مخصوص رمان خوانها

مامان عاشق بابا و نیکان

خاطرات در گوشی من

مامان ايليا

مامان و کسرا خان

مزدای شیطون بلا

پريسا مامان کيا

ابوالفضل کوچولو

مهربانوی عزیز

گل بهار خانم

کيان و کيارش

خاله ستاره

بابای فردا

ويانا کوچولو

سامی پسر خوشگل

خانوم خونه

پرنده کوچک خوشبختی

کلئوپاترا

نی نی کده

 

امكانات جانبي

RSS 2.0

 
 
 

جمعه ٦ بهمن ۱۳٩۱

دزد اومده!!؟

 

سلاملبخند


یه شمع روشن می کنم . خیلی تاریکه . شاید برق قطع شده ، یا شاید تمام لامپها سوختن .


وقتی  می خوای بری به یه سفر طولانی . مثلا چند ماه . چه کارهایی می کنی ؟
پرده ها رو می اندازی . شیر آب وگاز رو چک می کنی .به یکی از همسایه ها خبرمی دی حواسش به خونه باشه .
در خونه رو قفل می کنی ، نرده آهنی پشت در رو هم می کشی و باز قفل می زنی  و خداحافظ

حقیقتش آخرین باری که وبلاگ هانا رو بستم ، اینکارها رو نکردم .
چون اصلا نمی دونستم که قراره چند ماه نیام به اینجا  .


اما
الان که اومدم حس اینکه دزد اومده به این خونه رو دارم . نه عکسهای هانا موندند نه طرحهایی که خودم برای وبلاگ هانا درست کردم . همه دزدیده شدند .شاید هم نشدند .چون نوشته ها که هستند هنوز .شاید عکسها از جایی که آپلودشون کردم خذف شدند .

به هر حال من برگشتم .

و دیگه از اینجا نمی رم .به قول معروف هیچ جا خونه آدم نمی شه .

البته دروغ چرا .منو هل دادن تو خونه و از این هل داده شدن خوشحالم و متشکرم . (مخاطب خاص داره این جمله)

زیر نور شمع نوشته ها کش اومدن یا من زیاد نوشتم ؟

بر می گردمم .

نه .
جایی نمی رم . همینجام .

نظرات ()