نويسنده وبلاگ

مهین م (mahtabir2@yahoo.com)

من متولد خرداد سال 53 هستم و از وقتي که متوجه شدم يه ني ني تو راه دارم يعني از خرداد سال 84 به فکر نوشتن خاطرات خودم و دخملم افتادم .پس تا وقتي که نوشتن فراموشم نشده مي نويسم

مهین م (mahtabir2@yahoo.com)

آرشيو مطالب

مطالب اخير

دزد اومده!!؟

تولد هانا

بازگشت من !

تولدها

دو ساعت از زندگی من

سال جدید

تولد هانا + اسباب کشی + کار + من درگیر

قصه شب

کمی تا قسمتی کفرناک

خام خام

پ?وند ها

بارون

نگين گل گلی خوشگله

پنجره ای رو به عشق

هانا گل دختر

پری مهربون

گلسا کوچولو .دخمل گلناز جون

وندا و هانا (گلهای گلدون)

هانا کوچيکه خوشگله

یه هانای خوشگل بهمن 84 دیگه

الیاناخوشگله

مامان آرزو و آرش خوشگله

روژین عزیز

پرنیان نازنین (پوپلی)

پرنیان خوشگله

هستی خوشگله

پارمیدا

ققنوس

ستاره طلايی

ملوسک مامان مرجان

يونا فلفلی

سایه جون

مانا گرافیکی

تندیسک ملوس

مهديار کوچولو

هيژا

من و پسرم آرين

شایگان قند عسل

عمو پورنگ

ماجرای من و سارا کوچولو

پرنيان خوشگل

دایی بهنام (جمعمون جمعه)

دفترچه خاطراتم(دخترم نازگل)

جاسمينا (جينا چشم قشنگ)

سايتی مخصوص رمان خوانها

مامان عاشق بابا و نیکان

خاطرات در گوشی من

مامان ايليا

مامان و کسرا خان

مزدای شیطون بلا

پريسا مامان کيا

ابوالفضل کوچولو

مهربانوی عزیز

گل بهار خانم

کيان و کيارش

خاله ستاره

بابای فردا

ويانا کوچولو

سامی پسر خوشگل

خانوم خونه

پرنده کوچک خوشبختی

کلئوپاترا

نی نی کده

 

امكانات جانبي

RSS 2.0

 
 
 

دوشنبه ٢٦ امرداد ۱۳۸۸

عکسهای دریا با تاخیر بسیار

 

سلام

مامان هانا :

دلم یه پنجره می خواد با یک آسمان آفتابی، رو به دریایی که پایان نداشته باشه .

هانا :

 در جنگل زیر بارون نم نم

سه تا شیکمو مشغول درست کردن آتیش به خاطر خوردن  بلالچشمکنیشخنداین وسط چشمهای هانا به خاطر دود بدجوری می سوخت

Image Hosting by PictureTrail.com

بلاخره با تلاشهای سه نفرمون آتیش درست شد و ما جاتون خالی بلال خوردیمزبان

Image Hosting by PictureTrail.com

تو ماشین به سمت ساحل 

Image Hosting by PictureTrail.com

 اینم دریا

Image Hosting by PictureTrail.com

Image Hosting by PictureTrail.com

Image Hosting by PictureTrail.com

Image Hosting by PictureTrail.com

Image Hosting by PictureTrail.com

یه روز دیگه بازم دریا

Image Hosting by PictureTrail.com

 

Image Hosting by PictureTrail.com

و پایان

نظرات ()

 

یکشنبه ۱۱ امرداد ۱۳۸۸

امانت

 

سلام

مامان هانا


دبستانی که بودم یه روز با معملممون رفتم اردو . کجا ؟ پارک ارم .

تازه تونل وحشت پارک ارم راه افتاده بود .شیطان
خانم معلممون ازمون پرسید کی نمی ترسه بره توی تونل وحشت ؟
من که احساس می کردم خیلی شجاع هستم همراه بعضی از بچه ها دستم رو بردیم بالا و رفتیم تو تونل .بازنده

ازشما چه پنهون ترس رو اون روز به تمام معنا فهمیدم و حس کردم .هنوز با اینکه فیلمهای ترسناک زیادی دیدم کسی اسم تونل وحشت رو ببره مو رو تنم سیخ می شهاسترس .

واز اون به بعد کابوس شبهای کودکی من دیدن تونل وحشت بود .شیطان

دیشب بعد از سالها خواب تونل وحشت ارم رو دیدم .خواب دیدم موجودات تونل راه افتاده بودن دنبال مردم و با دندنوناشون اونها رو می دریدند ،می کشتند و می خوردند.

 فکر می کنید تعبیرش چیه ؟


هانا

من و بابایی و مامانی آخر هفته رفتیم کنار دریا خیلی خوش گذشت جاتون خالیقلب


امانت

در ماشین


هانا : مامان آفتاب چشمهام رو می سوزونه .
 
مامان مهین : خوب عزیزم عینکت رو بزن عینک
هانا : آخه نیست

مامان مهین : کجا گذاشتی
هانا : دادم به امانت

مامان مهین : امانت کیه ؟
هانا :  آدم مهمیه که مردما وسایلشون رو می دن بهش

مامان مهین : تعجب

خجالت

هانا : دییید ..... (یعنی یه حرف بد)
مادر بزرگ هانا : هانا این حرف خیلی بد بود .مشغول تلفن

هانا : مادر ترو خدا به مامانم نگو
مادر بزرگ : چرا؟

هانا : آخه مامانم خجالت می کشه !!!

 

یادتونه گفتم هانا یه دوست داره که همزادشه :

هم اسم هستند و تو یک سال و یک ماه و یک روز و یک ساعت به دنیا اومدند . این عکس خوشگلشه :ماچماچماچماچماچ

 

Image Hosting by PictureTrail.com

Image Hosting by PictureTrail.com

عکسهای دریا به زودی ...

 

نظرات ()